در یک بندرگاه اسرائیل،  زنی یهودی که پس از مرگ همسرش، با یک مرد مسیحی ازدواج کرده است، کودک 8-7ساله خود را درپی اقدامات حقوقی و ا صرارهای زیاد پدربزرگش برای مدت کوتاهی به وی می سپارد. پدربزرگ کودک که یکی از سران جریان فکری صهیونیسم است در جواب نگرانیهای مادر، وعده می دهد که او یک ماه بیشتر اینجا نمی ماند و پس از آن، کودک با اراده خود هرکجا که خواست بماند.
فیلم «شکارچی شنبه» هفتمین ساخته «پرویز شیخ طادی» ماجرای استحاله فکری و ذهنی این کودک و حرکت از فطرت پاک انسانی تا تبدیل شدن به موجودی خشن و خطرناک و خونریز است.


***


«شیخ طادی» که معمولاً همه او را با فیلمهای اجتماعی و کودکانه و کم خرج که اکثراً در محیطهای مه آلود و سرسبز شمال می گذرد  می شناسند، این بار به نوعی از آن لطافت و از آن نگاه کودکانه پسند فاصله گرفته و به موضوعی که خود آن را «طالبانیسم یهود» می نامد پرداخته و هرچند در این فیلم نیز، یک «کودک» محور آن است و او باز هم به سراغ دلمشغولی همیشگی خود رفته است اما موضوع فیلم و نوع پردازش آن به گونه ای است که خود او پیشنهاد کرده است کودکان، فیلم او را نبینند!

 


«شکارچی شنبه» برخلاف آثار قبلی فیلمساز، نگاه اجتماعی محض به موضوع ندارد بلکه بر عنصر «تربیت» تأکید دارد و پروسه تغییرات شخصیتی یک کودک از معصومیت و سلامت به خشونت و جنایت را بررسی می کند. به موازات این نگاه، وی با کارش در ایدئولوژی و اندیشه های صهیونیسم، راهبردهای تخریبی آنان را در آماده کردن نسلی که فقط از مبلغان اسرائیل برمی آید به ارزیابی می گذارد.
از این لحاظ، فیلم «شکارچی شنبه» از لحاظ موضوع، فیلمی متمایز از آثار مشابهی است که به نقد صهیونیسم و افراطیگری یهودی می پردازند که البته رسیدن به لایه های پنهان این موضوع، به گفته شیخ طادی محصول گفت وگوی او با بسیاری از یهودیان بی طرف و بررسی متون و اندیشه های اسرائیلی است.
این موضوع ِ تازه ، با فیلمنامه ای که بارها و بارها بازنویسی شده است، در عرصه ساخت هم خوب از کار درآمده است و بخصوص شروع جذاب فیلم و بیشتر از آن سکانسهای انتهای آن، از «شکارچی شنبه» فیلمی تأثیرگذار و ماندگار ساخته است. متأسفانه ریتم فیلم در نیمه های کار، تا حد زیادی کُند می شود و ضرباهنگ آن را از یکدستی می اندازد که ضعفی بر آن محسوب می شود و اگر کارگردان، نظرات مشابهی از این انتقاد را دریافت کند شایسته است با تدوین مجدد، آن را دیدنی تر و جذابتر کند.
شیخ طادی در این فیلم که بخش اعظم آن در لبنان فیلمبرداری شده است از بازیگران لبنانی بخصوص «دارین حمسه» بهره گرفته است هرچند دو سه بازیگر ارمنستانی نیز در فیلم او حضور دارند تا او بتواند هم فضای منطقه ای فیلم و هم زنان آن را واقع پذیر کند . اما نکته جالب در این زمینه این است که او در مصاحبه اش تأکید کرده است که برای من ، هم «اخلاق» بازیگران و هم «توانایی» آنان همزمان اهمیت داشته است و نوع پوشش زنان هم به گونه ای طراحی شده که بیشترین آراستگی را داشته باشد. چیزی که متأسفانه در برخی فیلمهای دیگر جشنواره امسال از جمله در فیلم «آل» رعایت نشده بود و دوربین بر پوششهای نامناسب زنان فیلم که برخلاف «شکارچی شنبه» فراوان هم بودند تأکید هم می کرد!
موسیقی فیلم که ظاهراً انتخابی هم بود، کم اما به جا استفاده شده بود بخصوص در فصلهای پایانی نتیجه گیری فیلم، بسیار مؤثر و تأثیرگذار از کار درآمده بود.
فیلم هوشمندانه توانسته است بدون شعاردادن، مفاهیم موردنظر خود را عرضه کند و به همین دلیل بسیاری از سکانس ها، تا مدتها در ذهن تماشاگر باقی می ماند ازجمله سکانس ِ سواری دادن مرد عرب به «حانان» یا تناقض بین قول و عمل «حانان» آنجا که به مادر کودک اعتراض می کند که چرا همسر یک مرد مسیحی شده ای و در اواسط فیلم می بینیم که خود او به دختر مسیحی خدمتکارش پیشنهاد ازدواج می دهد.
شکارچی شنبه، بنیان های فکری صهیونیسم را به چالش کشیده و با نشان دادن آنها، تماشاگر را به ارزیابی واقعی می رساند. به گونه ای که بیننده می تواند دریابد که چگونه جلادانی که فلسطین را اشغال کرده اند می توانند براحتی کودکان و زنان را در نوار غزه و اردوگاههای فلسطینی و... بکشند و به نسل کشی مسلمانان بپردازند.
درحقیقت این فیلم پاسخی منطقی و مستدل به تبلیغات ضداسلامی غرب در تروریست معرفی کردن مسلمانان است به همین دلیل است که به مجرد اعلام عمومی ساخت شکارچی شنبه، محتوای آن در شبکه های ماهواره ای و خبری بین الملل مورد نقد قرار می گیرد، روندی که به احتمال قوی پس از این شتاب هم خواهد گرفت.
فیلم شیخ طادی پس از دو سه فیلم دیگری که پس از انقلاب اسلامی در نقد جنایات اسرائیل و مظلومیت فلسطینیان ساخته شده بخصوص فیلم ماندگار و جاودانه «بازمانده» از زنده یاد «سیف الله داد» تلاشی ارزشمند و قابل تقدیر است؛ هرچند در فیلم مرحوم سیف الله داد، قصه پررنگ تر و باتوجه به موضوع آن جذاب تر بود اما هر گام در سینمای ایران در این مسیر باید با حمایت مادی و معنوی دست اندرکاران و کسانی که وظیفه ای دراین زمینه دارند همراه شود و دراین راه، و در زمانه ای که به گفته سازنده فیلم، هیچ تهیه کننده ای حاضر به سرمایه گذاری دراین پروژه نشده بود، باید از «مؤسسه شهید آوینی» که تهیه کنندگی «شکارچی شنبه» را به عهده گرفته است تقدیر کرد و به همه عوامل این فیلم، دست مریزاد گفت.

 لینک این مطلب در روزنامه کیهان چهاردهم بهمن ماه ١٣٨٨  که البته با غلطهای تایپی زیاد چاپ شده است .
 

 

جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()